هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )

187

سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )

مىشود . راز آنچه پيامبر ( ص ) به سعد بن معاذ فرمود كه تو دربارهء ايشان به حكم خداوند از فراز هفت آسمان حكم نمودى ، در همين نكته نهفته است . ( 1 ) در روايت ابن اسحاق آمده است : پيامبر سعيد بن زيد انصارى را به همراه بخشى از آنچه بنى قريظه از خود باقى گذارده بودند روانه كرد تا اسب و سلاح خريدارى كند . پيامبر هرگاه فرصتى براى خريد سلاح و اسب دست مىداد چنين مىكرد تا براى ستيز با ستم و تباهى و گردنكشى نيروى لازم فراهم گردد . با آنكه خود و اصحابش بيشتر اوقات در نيازمندى و تنگدستى شديدى بودند ، به اين امر اولويت مىداد تا اين فرمان خداى سبحان را اجرا كند : « وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّكُمْ » ( انفال / 60 ) ( آنچه مىتوانيد براى مقابله با دشمنان نيرو و گله‌هاى اسبان آماده كنيد تا دشمن خدا و دشمن خود را بترسانيد . ) ( 2 ) نويسندگان سيره مىگويند پيامبر از ميان زنان ايشان ريحانه دختر عمرو بن خناقه را براى خويش برگزيد ، و او در نزد پيامبر بود و تا زمان وفات پيامبر در خانهء آن حضرت خدمت مىكرد . برخى مىگويند پيامبر به وى پيشنهاد نمود با وى ازدواج كند و او را به زنان خويش بپيوندد ، ولى او نخواست و دوست داشت در كنيزى آن حضرت باقى باشد . وى در ابتدا از اسلام آوردن خوددارى مىكرد ولى بعدها اسلام آورد . خداوند دربارهء برخورد بنى قريظه با پيامبر ( ص ) و آنچه پس از آن بر سرشان آمد اينچنين فرمود : « وَ أَنْزَلَ الَّذِينَ ظاهَرُوهُمْ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ مِنْ صَياصِيهِمْ وَ قَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ فَرِيقاً تَقْتُلُونَ وَ تَأْسِرُونَ فَرِيقاً وَ أَوْرَثَكُمْ أَرْضَهُمْ وَ دِيارَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ وَ أَرْضاً لَمْ تَطَؤُها وَ كانَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيراً » ( احزاب / 26 ) ( 3 ) پس از آنكه پيامبر حكم سعد را دربارهء بنى قريظه اجرا نمود ، سعد بن معاذ از دنيا رفت . چون پيامبر از مرگ وى آگاه شد درحالىكه جامه‌اش بر زمين كشيده مىشد به مسجد رفت و او را مرده يافت .